بایگانی برچسب‌ها: شعر تو

π

یک جای خلوتی جهان‌خانه مال توست این ظرف کرم‌خورده همان سیب کال توست دارم به ارتباط تو عادت می‌آورم هر شب کنار خواب من امن خیال توست یک هفته بوده ای و تو را شهر می‌وزد تهران هنوز مست جنوب … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در احسنها اکذبها, شعر | برچسب‌خورده با , | ۱ دیدگاه

خیال‌بوسی

هر عصر به هزار بهانه به خانه‌ام می‌رسی هر غروب به هزار حیله چادرت را می‌گیرم و هر شب به هزار شیوه … ای پرواری‌ترین رویای کرختی پیش از خواب!

نوشته‌شده در احسنها اکذبها, شعر | برچسب‌خورده با | 2 دیدگاه