بایگانی برچسب‌ها: دزدی

دختر

دایی می‌گفت دختر نشاط خانه است؛ حالا شده بود نشاط کلانتری. روزاروز سرباز صفرها به اتاق من سر نمی‌زدند و حالا پنج شش‌تاشان هم‌زمان آن‌جا بودند؛ دیوارهای شیشه‌ای یعنی آن‌جا به اتاق افسر نگهبان مسلط است. مظنون بود به سرقت طلافروشی در … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در خاطرات, زندگی‌نویسی | برچسب‌خورده با , | 2 دیدگاه

قصه‌ی فاحشه شدن

بعضی‌ها سخت زندگی می‌کنند. به شدت ایدئولوژیک، دقیق، منضبط. بعد به اقتضای گذر زمان، بسته به میزان توانشان از این ایدئولوژی یا دست کم از بخش‌هایی از آن دست می‌کشند. حداقل دیگر شعارش را نمی‌دهند. شاید هم دست نمی‌کشند، ولی … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در خاطرات, زندگی‌نویسی | برچسب‌خورده با , , , | 2 دیدگاه

گمشده‌ای به نام اخلاق

1. ما آدم‌های محقی نیستیم که در زمینه اخلاق حرف بزنیم. دست روی دگمه همین کامپیوتر که بگذاری، ویندوزی بالا می‌آید که دزدی است، بلافاصله آنتی ویروسی اجرا می‌شوذ، که دزدی است، اگر از اینترنت اکسپلورر استفاده نکنی، مرورگری را باز … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در حقوق, خاطرات | برچسب‌خورده با , , , | 6 دیدگاه