بایگانی برچسب‌ها: ؟

سلام نوروزی

پریشب خوابتو دیدم. از دور موهات و ریش‌هات بلند بود، روی شانه‌هات ریخته، مثل خودت. نزدیک که شدی هم ریش‌هات کوتاه شده بود، هم موهات. جلوی موهات ریخته و سفید شده بود حتی. بعد دو دختر کوچک را نشانم دادی … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در آدم‌نویسی‌, زندگی‌نویسی | برچسب‌خورده با | بیان دیدگاه

از رحم نداشتن و دلتنگی

فرض کن جایی باشد؛ مثل این کوچه، پس‌کوچه‌های پشت آپارتمان‌های بزرگ‌راه نواب که کسی خبری ازش نداشته باشد؛ برای عشق‌بازی. آن جا را چند نفر آشنا هم خبرش را دارند و می‌بینندتان و باقی شاید با یک فاصله دوری از … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در نوشته, احسنها اکذبها, خودنویسی | برچسب‌خورده با , | ۱ دیدگاه

به مسجد رفته‌ای، شویت مبارک

خوش به حال دستت خوش به حال صورتت خوش به حال دستت خوش به حال ساعدت خوش به حال دستت خوش به حال مویت خوش به حال دستت خوش به حال پایت. * آب می‌شوموضو که می‌گیری

نوشته‌شده در نوشته, احسنها اکذبها | برچسب‌خورده با | 6 دیدگاه